باید از کنار تو گذشت و سوت زد
نمی دانم برای تو که از اين دنيا به اين بزرگی فقط الکی خوش بودن را یاد گرفتی چه بنويسم.!
شايد يک سکوت عظيم لازم باشد تا بتوانم اين همه خيانت را هضم کنم
شايد بايد مثل ديگران زود عصبانی شوم و بيایم يک سيلی محکم توی گوشت بزنم
اما من اين کارها را بلد نيستم
بايد ببخشمت ؟؟؟؟؟؟؟؟
نه ! من نمی توانم ! چه صدایت بزنم ؟ دوست ؟ دشمن ؟
من از جنس نفرين کنندگان نيستم . چرا که خود آنان گرفتار سياهترين گناهانند!
و از جنس بخشش کنندگان هم نيستم . چرا که آنان از خود می گذرند!
من از جنس بی جنسيم ! ساده و معمولی، سرد و خشک
تو را چه می توان کرد ...
ای کاش می دانستی همه کس برای بازی های حقير آفريده نشده اند
من از کنار تو تنها مثل يک رهگذر غريبه بايد که بگذرم و سوت بزنم ! همين
تقدیم به اثر زیبای جی.دی.سلینجر؛"جنگل واژگون"
Sasan.G
+ نوشته شده در ساعت 23:17 توسط rahii
|