تبليغاتX
جاده خاکی!

جاده خاکی!

هنری بودن آثار هنری را منتقدان و یا هنر دوستان میتوانند درک کنند.

نمیگویم تنها این افراد ادراک بالایی دارند،دیگران نیز میتوانند گاهی اوقات در فهم خود بگنجانند اما شاید به عمد و یا ناخواسته دریچه ورود را میبندن و رو به آسمون سوت میزنند.

"درباره الی" فیلمی جالب و دوست داشتنی بود..من که حاضرم واسه دومین بار هم با اکیپ خوب و هنر دوستمون بشینیم حالشو ببریم.خیلی جالب تا نیم ساعت بعد تمام شدن فیلم هیچکس کلمه ای نمیگفت انگار همه در خلصه ای تاریک فرو رفتند و از بیرون جهیدن ترس دارند. فضای غریب و جالبی بود.

میخوام به این برسم که چقدر یک فیلم ایرانی میتونه تاثیرات باور نکردنی بذاره..اینرو به این خاطر میگم که اکثر فیلمهای سینمای ایران به سمت حاشیه پردازی و به خصوص ظاهر گرایی پرداخته.اینگونه فیلمها تصویر جامعه ی ایران را زشت و کثیف نشان میدهند.و تنها موضوعی که میتونن باهاش عوام رو به سینما بکشونند خیانت و عشقهای توخالی بیسر و ته!

میتونم میلیاردها مال بزنم اما چه فایده وقتی ما هنوز به سینما میریم تا روایت داستان رو بشنویم و به قولی روزه تعطیلی با خاله خامباجی و توله های زن همسایه حالی به حولی ببریم!

کی وقتشه از چهار چوب داستانی فیلم بیرون بریم تا دنیای جدید با دیدگاهی جدید رو تجربه کنیم!؟!  بجای اینکه دنبال قهرمان داستان همجارو سرک بکشیم یه جا بایستیم تا وقت تحلیل آنچه گذشت و چگونه گذشت رو داشته باشیم.من نیمخوام بگم مدام پاز بزنیم تا جایی که ریشه ی داستان فرار کنه.وقتی صحنه هایی رو میبینیم که احساس میکنیم برایمان تکراری و بی فایده است یعنی تاثیر خواصی هم روی داستان ندارد،لحظه ای صبر کنیم و به تحلیل ساختاری این بخش بپردازیم.

تحلیل هایی مثل چگونگیه برداشت صدا،هدف اصلی کارگردان از برداشت این صحنه،برخورد خود بازیگر با متن حفظ شده آیا باور داره اونیکه میگه یا داره مثله اکثر متنهای بیسرو ته غتر غتر میکنه!!

به طور مثال در فیلم درباره الی قسمتی از فیلم نامزد الی به خانه ی ساحلی میاد و هنوز در جریان واقعیت انکار ناپذیر نیست؛وضو میگره و برای نماز آماده میشه..سکوت عجیبی تما کاراکتر هارو دربر گرفته و اینجاست که کارگردان میخواد شما هم اضطراب و دلهره خفتون بکنه و مسیری رو براتون باز کنه تا خود شما تصمیم بگیرید چگونه برخورد کنید هم در فیلم هم در زندگی واقعی.اینکار یکجور ارتباط مستقیم داشتن با فیلمه که اگه واقعاً اهلش باشین خودتون هم میتونین ادامه فیلم رو بسازید (با نظر شخصی و تصمیم شخص شما)..که بعد این صحنه ادامه فیلم به گونه ای دیدگاه پردازانه پیش میره. کاریکه "اِستنلی کوبریک"  اسطوره ای از هالیوود در بسیاری از فیلمهای خود انجام میده و اینرو به عهده ببیننده میزاره تا بتونه سطح سواد و دانایی فرد رو بسنجه!

پیشنهاد من به تو دوستم اینه دوباره این فیلم رو تماشا کن و اندفعه با دیدبازتر به دنبال اتفاقات برو!!

+ نوشته شده در  ساعت 13:4  توسط rahii  | 

اومدم یه دستی به چهره ی ژولی پولی این خراب شده بکشم!!

این مدت بسیار نوشتم اما آپ نکردم..به لطف دوستان الاف و بیکاریکه دا‌‌ئمن نظراتی مضحک و حاکی از خوشحالی بیش از حد را بر سر من هوار میکردند،نقل مکان کردم و کندم رفتم..اکنون برگشتم تا ثابت کنم بیضه های مبارک محکم و قوی و آماده خدمت میباشند..و حواله ی الاغهای بیکارو الدوله ی گوزوو به  به این دو فروند باد!!!

خوشحال میشوم با دوستهای قدیم و جدیدم دوباره کانکت شوم..به خصوص پیرمرد جوانی که هیزم آتش درونم را با صبر جمع کرد و ته سیگاری انداخت تا گُر بگیرم..!

با تشکر از علیرضا میرمیرانی!

ادامه دارم...!!!

+ نوشته شده در  ساعت 0:58  توسط rahii  | 

اسهال دردیست بی درمان و بی امان در تابستان.

روده ی شُل شده همچون زرده ی نیمروی شُل.

فشارهای مملو از صدا و بوی.

"به به" تمام شود چکنیم               گر برق قطع شود چکنیم

آفتابه سوراخ شد.آب رفت.قطره قطره جمع شد‌ اما هیچ نشد.

 

آسودگی بعد از زوور را خوشست      با خیال راحت گوزیدن را خوشست

اینرا به تو وصیّت هرگز مخور آلبالو خشکه و لواشک.که نیست میکند هستیت را و  خالی میکند معده ات را!!!. 

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:47  توسط rahii  |